واد [ vād ]پسر باشد،فردوسى گويد: بيت در ان شهر بىنان و جو پا نهاد يكى مرد بد نام او هفت واد برين گونه بر نامش آوازه رفت ازيرا كه او را پسر بود هفت و مرادف باد نيز آمده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1447) 
بر وزن و معنى باد است كه به عربى ريح گويند چه در فارسى با و واو به هم تبديل مىيابند و به معنى پسر هم آمده است كه در مقابل دختر باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص927) 
- بمعنى پسر باشد. مثالش حكيم فردوسى در صفت كسى كه هفت پسر داشته باشد و او را هفتواد مىگفتهاند گويد: بيت در آن شهر بىنان و جو پا نهاد يكى مرد بد نام او هفتواد بر اين گونه بر نامش آوازه رفت ازيرا كه او را پسر بود هفت (1)و انبوه و فراوان (وشناد) (برهان). (2)در برهان بمعنى كم و گم و هر چيز عفص مانند مازو و بمعنى چاره و علاج و بكسر اول و ثانى نام كتابى باعتقاد كفرۀ هند آمده است (ودا از ريشۀ ويد بمعنى دانستن و خود «ودا» بمعنى معرفت و دانش و آن مجموعۀ كتابهاى مقدس هندوان و متعلق به آيين برهمائى و بزبان سانسكريت و شامل چهار كتابست) (حاشيۀ برهان مصحح دكتر معين). (3)در برهان معنى سقف و پوشش خانه و قالب و كالبد طاق و گنبد و ديوارى كه از خشت پخته و سنگ سازند و گلى كه در عمارت كردن بكار برند و پى و بنياد ديوار نيز دارد. (4)برهان بمعنى بد ندارد، ولى معنى گرم مقابل سرد بدان داده است. و بمعنى باد نيز آمده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1481) 
پسر باشد چنانكه فردوسى كفته يكى مرد بد نام او هفت واد از ايرا كه او را پسر هفت زاد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص730) 
[اسم][فارسی]پسر مقابل دختر. و باد و ريح. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3813) 
بزبان ماوراءالنهر برادر بود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص100) 